تبليغاتX
همشهری جوان
به نام او

 

و خدایا چه زمانی طولانی تر از زمان بردباری توست؟

امام سجاد(ع)/دعای ابوحمزه ثمالی

سلام به همگی!

من می خواستم برای این شماره یه پست بگذارم، اولش طبق روال خواستم درباره یه موضوعی بحث کنم و بخوام که نظر بدین، مثلاً بگویم وای اخیراً عجب طرح های روی جلد با حال شدن و بعد نظرتون را بخوام، یا این که رازهای سرزمین من همیشه محشرن، و بپرسم مگه نه؟ ولی... واقعیتش منصرف شدم! حدس بزنین چرا؟
چون شما در ۷۰ درصد موارد اصلاً اهمیتی نمی دهین که انسیه یا هر کس دیگری چی ازتون پرسیده!!! فقط تا ۱۰، ۱۵ تا نظر اول رعایت می کنین، بعدش دیگه بی خیال! یکی می آید نظرش را میگه و بقیه هم سر همون بحث می کنن، در واقع این مسئله به خودی خود مشکلی نداره، فقط این که دیگه هیچ کس حتی به خودش زحمت هم نمیده که یه نظر کوچولو راجع به پرسشی بده که در پست اصلی مطرح شده یه جوریه... در هر حال این نظر شخصی من است و لزومی نداره که هم نظر باشیم!
چرا این قدر مقدمه چینی کردم؟ خواستم بگم که آخرش به این نتیجه رسیدم که چه کاریه؟ شما که آخرش راجع به کل مطالب این شماره بحث می کنین، بگذار من هم راجع به همون نظرم را بدهم!  
طرح روی جلد این شماره در حد شاهکار نبود (مثل دو شماره قبل) ولی خوب بود، هر چند سر این افشین قطبی زیاد هم با تنه اش جور نبود ولی اون اسمش را که مدل همشهری جوان نوشته بودن خیلی چسبید!
رویداد در هفته به نظر من بامزه تر از اون دوره ای بود که من اصلاً حوصله خوندنش را نداشتم ولی یه توصیه ای به رویداد در هفته ورزشی که مثل سابق بر این بامزه نیست: آقا چرا این قدر سعی می کنی که شوخی بکنی؟ این طوری مطلبت بامزه که نمیشه هیچی، همه میگن عجب لوس بی مزه ای است طرف! شوخی باید غیر مستقیم باشه، هر چی غافل گیری شوخی در یه بحث کاملاً جدی بیشتر باشه خواننده بیشتر می خنده، چون ضربه را درست موقعی وارد کردی که انتظارش نمیره! لازم هم نیست که این قدر تقلا کنی که مخاطب را بخندونی ( حالا وجداناً به اسماعیل می گفتی اسمارتیس؟!)
گزارش "بهشت گمشده" خیلی مفید بود، مخصوصاً نقشه راه و مسیر پیشنهادی، گزارش "جادوگری شما را تضمین می کنیم" بیشتر از اونی که انتظار داشتم تکان دهنده بود مخصوصاً جنایت به شرط جادو... و اما گزارش سوم، سرنوشت زوج موفقی که روزگاری بی خانمان بودند خیلی تاثیر گذار بود و البته خاطرات پزشک سرای احسان (خداییش پدر عروس رفته سلمونی را از دست ندهین!)
سبک زندگی هم که از ما گذشته... در ضمن تا جایی که من از دانشگاه خودم یادم میاد هیچ شبیه قیف وارونه نبود، بیشتر شبیه لوله بود تا قیف! ولی تیترها و کمیک استریپ هایش جالب بودن (دانشجویی، خواب جویی، کار جویی!!!)
و سینما با گزارش جالبی از جشن خانه سینما... اجرا فقط خمسه خیلی با حال بود و اون پل شکسته!
طفلکی علیرضا افتخاری!!! لحن صحبتش را دارین که؟ خیلی با نمک است، "آدم که نکشته ام که!" تازه قهر هم کرده، بابا آقای افتخاری کوتاه بیا!
وای این مصاحبه با افشین قطبی و مخصوصاً عکسش خیلی عالی بود! هر چند این غلام پیروانی نگذاشت یه پیروزی دیگه هم مال ما باشه ولی کی می تونه بگه که این پرسپولیس همون پرسپولیس دوره های قبل است؟ از اون مربی های کار درست است. به نظرم مصاحبه خیلی جالبی بود، مخصوصاً همون جمله هایی که در مصاحبه گفته و تیتر هم شدن خیلی روی آدم اثر گذارن "هوا هر روز خوبه، آسمون آبیه، آفتاب قشنگه"!
کاشکی تکه هایی از هر سه ترجمه مادام بواری را محض مقایسه می آوردن، این جوری تصمیم گیری راحت تر می شد
و روزها... واقعاً چی میشه گفت، من عاشق روزهایم، پس نمی تونم نظر بی طرفانه بدهم!
راستی این دفعه هم مثل همیشه راهنمای رایانه/بازی را نخوندین؟ از من به شما نصیحت "دودی مودو" یش خیلی با نمک بود ها!
در مورد بقیه اش: رازهای سرزمین من خیلی تصاویر خوبی را انتخاب کرده بود با توضیحات تفصیلی (مثل همیشه!) گالری طرح های جالبی داشت (تا حالا دقت کردین که توضیحات کنار طرح ها چقدر در فهم بعضی هایش برای یه بی سواد گرافیک مثل من می تونه مفید باشه!) و میهمان هفته که مثل قدیم تر ها خود میهمان یه خاطره تعریف کرده بود نه این که هی ازش بپرسیم: "به نظر شما جوان های امروز چه طوری اند؟" و البته عجب خاطره های بانمکی تعریف کرده بود آقای دریا بندری
 
                                                                                                      پریسا کلایی 


+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:31 توسط من | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به نام او

 

درود بر ماهي كه آرزوها در آن نزديك است و نيكويي ها در آن زياد

دعاي امام سجاد(ع) در ماه مبارك رمضان

ترشح هورمون از استخوان ها، درصد بيشتر سكته مغزي زنان ميگرني نسبت به مردان،لنزي از جنس دندان،كشف ژن قد بلندي و چاقي.................. براتون آشنا نيستند؟ هم آشنا هستند هم جالب؟    بله. اينها مطالبي هستند كه در چند شماره اخير در صفحه دانش و فناوري  در موردشون صحبت شده بود. اصلا" شما اين دو صفحه رو مي خونيد؟ مطالبش براتون جديد و جذاب هست؟ از سايتهايي كه معرفي شده تا حالا استفاده كرديد؟ دوست داريد تو اين ۲ صفحه در باره چه موضوعاتي صحبت بشه؟ ..اگه موضوعي مد نظرتونه بيان كنيد. خدا رو چه ديديد؟ يهو ديديد شماره هاي بعدي رو باز كرديد و ديديد درخواستتون اجابت شده.

اينجا هم چند تا از سايتهايي رو كه تو اين صفحات معرفي شده براتون ميارم. 

جديدترين اخبار و پيشرفتهاي علمي

سايت فضايي فارسي      

اخبار مقالات و مطالب عجيب غريب

مكانيك براي همه

همون بازار در هفته خودمون ولي مدرن

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:21 توسط من | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به نام او

 

 

 

                 در زندگی ام از تو جز زیبایی ندیده ام،چطور به لطف تو بعد از مرگم امیدوار نباشم؟

                                                                                مناجات شعبانیه

 

 

با فرض اینکه تمامی خواننده های مجله چشمشان به صفحه ی بازتاب ها افتاده و باز با فرض اینکه نامه ها و پاسخ به آنها را خواننده اند قصد دارم بگوییم که شخصا چگونه به این بخش از مجله نگاه می کنم.

 

اوایل که به این صفحات نگاه می کردم و گاهی از روی کنجکاوی که مثلا هم سن و سالای من نظرشون چیه اون ها رو می خوندم یه جورایی می ترسیدم. از این می ترسیدم که نکنه یه وقت منم مجبور بشم نامه ای برای بچه های تحریریه بفرستم. آخه گاهی اوقات و فقط گاهی اوقات پاسخی برای نامه ای از نامه ها می دیدم که انگار تمام دوستان همشهری جوان با هم یکی شدن تا یه جواب دندون شکن به اون بدن. اون اوایل هیچ تو جیهی برای این گونه پاسخ دادن ها نمی دیدم.

ولی الان که تقریبا مدت زیادی از اولین آشنایی من با این بخش از مجله می گذره دیدی کاملا متفاوت با این بخش دارم. الان موضوع فرق کرده و هر روز که مجله رو می بینم دوست دارم یه نامه با ادبیات کاملا امروزی و جوانانه به دفتر مجله بنویسم و یه جورایی خودم رو محک بزنم. می خوام خودم رو محک بزنم ببینم می تونم از پس پاسخ های گاهی دندان شکن دوستان بر بیام یا نه. وقتی بیشتر به این مسئله فکر می کنم می بینم اینگونه پاسخ دادن ها منو بیشتر تشویق می کنه که نظرم رو به صراحت به بچه های تحریریه اعلام کنم. باید قبول کنیم که این پاسخ ها ثابت می کنن که دوستان ما در دفتر تحریریه ی مجله از جنس خودمون هستند. باید قبول کنیم که اونها هم برای حرف هاشون و کاراشون دلیل دارن. مثل همه ی جوونا! و این طرز فکر که اونها باید نرم٬ رسمی و با ملاحظه به نامه های ما جواب بدن یک اشتباه محضه!

 

پی نوشت: مطمئنم که شما هم معتقدین اون دوتا فرض بالا خیلی احمقانه هستن. ولی قبول کنید باید یه جورایی مطلب رو شروع می کردم دیگه!

 

                                                                                                         پدرام مجیدی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:7 توسط من | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 به نام او

 

در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه ای بود و فردا لاشه ای است

امام علی(ع)/نهج البلاغه حکمت۱۲۶

 دو صفحه ای که هرگز خوانده نشد!

راهنما رایانه/ بازی : این دو صفحه منو دیوونه کرده از بس که به دردم نخورده و هیچ فایده ای برام نداشته!هر وقت که به بازار/هفته اش سری زدم و خواستم از قیمت هاش استفاده کنم از این همه به روز بودن به وجد اومدم!قیمت ها که ثابت مونده،انگار بازار تکون نخورده!( بازار بچه های همشهری جوان خیلی منصفه! کسی که به قیمت قطعات کامپیوتر نیاز داره به سایتهای معتبر کامپیوتری مراجعه می کنه نه همشهری جوان!

معرفی بازیهای کامپیوتری هم که برای من جوون جذابیتی نداره(البته طبق نظر یکی از بازیکن های حرفه ای بازیهای معرفی شده زیاد جالب و معروف هم نیستند!)

حال و روز بقیه قسمتهای این بخش هم که معلوم هست...

بارها با خودم فکر کردم اگه این دو صفحه به قسمت های دیگه ی مجله اضافه میشد خیلی بهتر بود و من به جای 66 صفحه،68 صفحه رو کامل می خوندم.مثلا فکر کنید به بخش یادداشتها یا سینمایی ها اضافه میشد.(حالا دعوا نکنیم که به کدوم بخش اضافه میشد،فعلا که خبری نیست!)

بیشتر بچه ها با این بخش مشکل دارند.اصلا به همشهری جوانیها میاد که اهل رایانه و بازی باشند؟!هرکسی برای کاری ساخته شده به همشهری جوان هم نیومده که راجع به این چیزا بنویسه،مگه واجبه؟!

همین جا یه نظرخواهی می کنیم.این دو صفحه برای شما فایده ای داشته یا نه؟(با دلیل)

                                                                                                       علیرضا فرازمند
 
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 11:44 توسط من | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به نام او

 

آیا روز ما به فردای وصالت گره می خورد؟

فرازی از دعای ندبه

قائم آل محمد(ص) قائد غیب و شهود                                             مهدی موعود،میر کامیاب آمد پدید

ابو داوود از جابربن سمره نقل می کند که گفت:"از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که فرمود:"این دین تا زمانیکه دوازده خلیفه بر آن دین حکومت می کنند،پیوسته عزیز خواهد بود".سپس مردم تکبیر گفتند و فریاد بلند کردند.سپس آن حضرت کلام آهسته ای بر زبان آوردن.من از پدرم پرسیدم:پیامبر چه فرمود؟گفت همگی از قریش هستند. امام دوازدهم شیعه می باشد که از دیدگان مردم پنهان شده تا آن هنگام که خداوند تعالی به آن حضرت اجازه ظهور دهد.

                                                                                                     سنن ابی داوود۲/۴۲۱

سلام

جوونای عزیز روزتون مبارک

۱-اول با دیدن چند دقیقه فیلم بلوتوثی گوشی برادرم خنده ام گرفت.خنده عجیبی بود. هم خنده هم ترس هم تعجب. بعداز گزارش محمود دلاوری از خبر بیست و سی باز همون خنده اومد سراغم ولی ایندفعه با ترس و تعجب بیشتر. اما گزارش این شماره مجله کاملتر و پخته تر از قبلیا بود. اینکه یه عده ای تو مملکت ما ،به گفته نویسنده از سادگی و اعتقادات پاک مردم ولی به نظر من از حماقت عده ای استفاده می کنند و خودشون رو رابط و ملاقات کننده امام زمان(ع) معرفی می کنند. تو کشور ما از این نمونه ها کم نیست. نه تنها کسانیکه ادعای ملاقات با امام عصر رو دارن بلکه از موضوعات دیگه هم برای به اصطلاح سر کیسه کردنو کسب شهرت استفاده می کنند. چند سال پیش محفلی رو در امامزاده عبدالله شهر ری دیدم که چند نفر حلقه ای رو تشکیل داده بودند و مرشد هم وسط براشون سخنرانی میکرد و کلمه غالب در صحبتهاش واژه "من" بود. مراسم سخنرانی هم که تموم شده نیم ساعت مراسم دف زنی برپا بود. وحالابماند چرا دف و چرا اون وقت شب و تو امامزاده ای که معلوم نیست متولی اش کجا بود . تو کشور ما از این معرکه ها فراوونه فقط ما باید حواسمون باشه تا صید دامشون نشیم. از علی همایی نژاد و افشین فراهانی به خاطر تلاششون ممنونیم.

۲-طراحی روی جلد بی نظیر بود. فکر نکنم هیچ نشریه جوان پسندی تا حالا عکس یک روحانی رو رو جلد کار کرده باشه. این جسارت جای تقدیر داره. گزارش ها و مصاحبه ها هم دست اول بود. ولی برای من سوال پیش اومد که با توجه به اینکه آقای قرائتی هیچ مصاحبه ای با هیچ کس و هیچ جا انجام نمی دن پس شما اینهمه مطلب در مورد ایشون رو از کجا پیدا کردید؟ فکر کنم اگه مصاحبه صورت می گرفت بوی شام دیشبشون هم از لابلای صفحات مجله به مشام می رسید. ولی جای کسان دیگری هم خالی بود . به نظر من اگه نشریات نوجوانان با آقای راستگو صحبت میکردن بهتر بود تا همشهری جوان.حجت الاسلام راستگو، خاطره کودکیهای ما هستند ولی چه بهتر بود که با راستگوی جوونیمون که فکر کنم برای اکثرمون حجت الاسلام نقویان هستند هم صحبتی می کردید. این یه پیشنهاده برای فرصتهای بعدی.

 

+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 0:44 توسط من | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin